سفر بقا هنگامی آغاز می شود که ارتش "ویچ فایندرز" (یابنده ی جادوگران) به روستای آلکنی حمله می کند.
یک هدیه ویژه برای دوقلوها باعث ایجاد تنش در گروه می شود.
دوقلوها در تلاشند تا راز خود را از مادر مخفی نگه دارند.
حمله به روستا به چالش های جدید منجر می شود و قربانی میدهد.
با نزدیک شدن ارتش تماکتی جون، به بابا و خانواده ، گذشته ماگار آشکار می شود.
به بابا و خانواده خیانت می شود. ملکه کین از حیله گری خود برای مواجهه با درگیری جدید استفاده می کند.
"ویچفایندرز" (یابندگان جادوگر) با ماگرا و بوتس بدنبال ملکه ی خود می گردند. هانیوا ، کوفون و دیگران به جرلمارل نزدیک می شوند.
دوقلوها با جرلامارل ملاقات می کنند و سرانجام حقیقت را کشف می کنند.
دیدگاهها